انتخابات رقابتی و نقش آن در فرایند ملت سازی

طاهر اصغرپور

لازم دانستم خدمت مخاطبان و خوانندگان عزیز ماهنامه فراز البرز در مورد یادداشت پیشینم با عنوان انتخابات رقابتی و ملت سازی، که در شمار هی سوم نشریه به چاپ رسیده بود، توضیحات تکمیلی ارائه دهم. یکی از مه مترین مباحث جامع هشناسی سیاسی، بحث شکا فهای اجتماعی است، ب هگون های که از نظر دکتر حسین بشیریه در کتاب جامع هشناسی سیاسی، نخستین وظیف ه جامع هشناسان شناخت این تعار ضها و شکا فهای اجتماعی با هدف توضیح زندگی سیاسی است. آنچه مسلم است هر فرد با زمینه های ذهنی، تجربی و اعتقادی ای که داراست وارد عرصه ی مطالعه و عمل سیاسی- اجتماعی می شود. «زبان، فرهنگ، مذهب، قومیت، طبقه و ایدئولوژی و ]نژاد[، تنها تعدادی از عواملی هستند که در تشکل جهان بینی ما نقش دارند... این ها در واقع عینک هایی هستند که ما می توانیم از طریق آنها به جهان نگاه کنیم 1» . گرایش غالب به هر کدام از مؤلفه های مذکور میت واند شکافی بین اعضای جامعه ایجاد کند. مثل شکاف طبقاتی ثروتمندان و فقرا، شکاف مذهبی سنی و شیعه، شکاف ترک و فارس و نظایر آن. در این که هر کدام از موارد مذکور یکی از عناصر هویتی ما هستند شکی نیست. قطعاً ما زبان مادری خاصی داریم و به طبقه ی خاصی تعلق داریم و احتمالا به یک دیدگاه یا ایدئولوژی گرایش بیشتری داریم. اما این واقعیت را باید در نظر گرفت که اگر بخواهیم جامعه ای توسعه یافته داشته باشیم در ابتدای امر باید ملت – دولتی متحد و یکپارچه بسازیم تا به قول دکتر سریع القلم، نخبگان جامعه اعم از فکری وا بزاری و ملت، همدل و همزبان برنامه های توسعه ی کشور را اجرا کنند. لازم به توضیح است که منظور از ملت سازی فرایندی است که طی آن اعضای جامعه با پذیرش اصولی مشترک، که تضمین کننده ی حقوق همه ی اعضا باشد، بتوانند درون یک سرزمین، دولت و حکومت مشخصی تشکیل دهند. « آنچه مسلم است فرایند ملت – دولت سازی در هم هی نقاط جهان به یک شکل و صورت نبوده است. بسیاری از جوامع جنوب اینک در آغاز هزار هی سوم این فرایند را تجربه م یکنند، برخی از همین جوامع روند مزبور را در طول دهه های گذشته به طور ناقص طی کرد هاند 2» . موضوع بعدی که لازم به یادآوری این که بین مفاهیم ملت، دولت و ملت – دولت تفاوتهایی وجود دارد و اینها معادل هم نیستند. دکتر قوام این تفاوت را این گونه نشان می دهد؛ «در طول جنگ سرد اکثر نظریهپ ردازان سیاست بی نالملل به طور ضمنی بر این تصور بودند که کلیه ی دولت ها در هیئت دولت ملت به سر می بردند که البته فروپاشی شوروی سابق و یوگسلاوی بیا عتباری و تزلزل این فرض را به اثبات رسانید 3» . یکی از مهمترین شروط لازم برای موفقیت این فرایند، در درجه اول، این است که شکاف های مختلف جامعه کاهش یابد. شکاف هایی نظیر زبان، مذهب، قومیت، طبقه و نظایر آن. زیرا ارتباط مستقیمی بین کاهش شکاف های اجتماعی و پیشرفت فرایند ملت دولت سازی وجود دارد. هر چه تعداد شکاف های فعال افزایش یابد جامعه به همان میزان ممکن است از انسجام و اتحاد دورتر شود، و امنیت ملی آسیب ببیند، لذا دستیابی به ملت - دولت و پیشرفت و توسعه که مرهون داشتن دولت – ملتی مقتدر و توانمند است، در عمل دشوار می شود. در جامع ه ایران گرچه بسیاری از این شکا فهای اجتماعی فعال نیستند ولی دارای پتانسیل بسیار بالایی هستند و در صورت بروز شکاف می توانند بر روی هم بار شوند و منازعات اجتماعی و سیاسی را افزایش دهند. « تعارضات موجود در کشورهای جنوب]مثل ایران[ بعد از پایان جنگ سرد بیشتر تحت تاثیر تحولات داخلی این گونه جوامع قرار گرفته است. تشدید بحران هویت، تقابل میان خرده ناسیونالیسم ها و ناسیونالیسم کلان و مساعی لازم برای دولت و ملت سازی از جمله مواردی است که موجد تعارض در کشورهای جنوب شده است « .4» باید اذعان داشت که مشکلات کشورهای جهان سوم صرفاً جنبه ی نظامی و استراتژیک ندارد، بلکه مسائل آنها عمدتاً توسعه نیافتگی، وابستگی، مسائل دولت و ملت سازی و بحران مشروعیت است 5» . توجه و عمل به الگوی ملت گرایی مدنی به عنوان یکی از گونه های ملت گرایی میت واند از شکاف های مورد اشاره در جوامع مذکور بکاهد و زمینه اتحاد اعضای دولت - ملت را فراهم کند. چرا که «چند فرهنگ گرایی واقعی میت واند فقط در چارچوب ملت متکثری وجود داشته باشد که تنوع را محترم می شمارد و فرهنگ های تشکیل دهنده متفاوت خود را در درون نهادها و نمادهای سیاسی فراگیر دولت ملی در بر بگیرد. « .6» مبنای ناسیونالیسم مدنی به رسمیت شناخته شدن حقوق همه شهروندان در برابر قانونِ اساسی مشترک است. عاملی که باعث م یشود تا اعضای ملت در کنار هم و درون یک سرزمین متحد شده و به همدیگر گرایش پیدا کنند، برابر دانسته شدن حقوق آنهاست. از سوی دیگر اصل مساوات و برابری، نخستین پایه نظام اجتماعی اسلام است. با عنایت به ای نکه مه مترین منبع قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران، قرآن است، لذا رعایت حقوق فردی، اجتماعی و سیاسی شهروندان در چارچوب این قانون و اجرای صحیح و دقیق آن م یتواند موجب هم گرایی ملیّ شود. در اصول متعدد قانون اساسی از جمله اصول 22،32،37،38،39 ضمن به رسمیت شناختن این حقوق، دولت نیز موظف به حمایت از آن شده است. بنابراین نه تنها تعارضی بین ناسیونالیسم مدنی و آموز ههای اسلام نیست، بلکه اجرای دقیق اصول مذکور همدلی، برادری، هم گرایی و مشارکت را نیز بین شهروندان و مسلمانان افزایش م یدهد. 7» . « در واقع با توجه به جامعه ایران و شکا فهای متعدد اجتماعی آن، در صورتی م یتوان این تهدید را به فرصت مبدل کرد که امکان رقابت میان گرو ههایِ شک لگرفته بر پای ه این شکا فها، فراهم شود. بدیهی است که انتخابات سالم و رقابتی میت واند زمینه را برای تمام افراد و تشکل ها فراهم کند، و از تشدید تنش ها و عمیق شدن شکاف ها و بروز منازعات سیاسی و اجتماعی بکاهد. در جوامعی که یک شکاف عمده و فعال وجود دارد، جامعه دوقطبی شده و امکان نزاع افزایش پیدا م یکند. اما در ایران ب هخاطر تعدد شکا فها در صورت به وجود آمدن فضای رقابتی، امکان دوقطبی شدن منتفی م یشود و فعال شدن شکا فها به پیچید هشدن بازی و تنوع منافع منجر م یشود. یک حکومت دموکراتیک با سیاستهای منطقی اش می تواند این شکاف ها را کمتر کند. یکی از راه های منطقی برگزاری انتخاباتی است که در آن از تبعیضهای جلوگیری شود . در شرایط رقابت آزاد که امکان دستیابی به قدرت، درصورت رعایت قواعد بازی برای همه گرو ههای سیاسی- اجتماعی متصور است، گرو هها برای سهیم شدن در قدرت به تکاپو افتاده، تلاش م یکنند تا مطابق مکانیز مهای پی شبینی شده و موجود قدرت را ب هدس ت آورند. از آ نجا که هی چکدام از این گرو هها قدرتی برای سرکوب رقبا ندارند، تنها در سایه خلاقیت و افزایش توان خود در حوز ههای اقتصادی و اجتماعی م یتوانند بر رقبا برتری یافته، آرای عمومی را جذب کنند. در چنین شرایطی امید و سرمای ه اجتماعی افزایش یافته و جامعه پویایی و تحرک خود را بازم ییابد، تکثر و اختلاف مبنایی م یشود برای تولید، پیشرفت و خلاقیت. بدی نترتیب تهدیدی چون تعدد شکا فهای اجتماعی در ایران در صورتی که به درستی مدیریت و فعال شود، م یتواند به تدریج به فرصتی در جهت پیشرفت و توسع ه ایران تبدیل شود. با توجه به ارتباط مستقیم پیشرفت و توسعه همه جانبه، با ملت سازی، با برگزاری انتخاباتی سالم و رقابتی می توانیم شاهد افزایش کیفی فرایند ملت – دولت سازی و به تبع آن پیشرفت و توسعه در ایران باشیم .» کرسی بهارستان سیّد محمّدصادق طباطبایی پیروز چهارم، مغلوب پانزدهم بخش دوم وکلای البرز از آغاز تا مجلس نوزدهم گفت و گوی اختصاصی نشریه ی فراز البرز با دکتر حسین عسکری همانگونه که اشاره کردید، در دوره چهارم مجلس شورای ملّی، سید محمدصادق طباطبایی از حوزه انتخابیه شهریار، ساوجبلاغ و کُردان به نمایندگی رسید. آیا وی با آی تالله طباطبایی از رهبران مشروطیتن سبتی دارد؟ سیّد محمّدصادق طباطبایی ) 1260 - 1340 ش( فرزند آی تالله سیّدمحمّد طباطبایی است. وی از رهبران اصلی مشروطیّت و شاگرد شیخ هادی نج مآبادی است. کمی درباره زندگی و تحصیلات سیّد محمّدصادق طباطبایی صحبت کنید. تحصیلات خود را از شش سالگی زیر نظر پدرش و معلمّان خصوصی در سامرا آغاز کرد و در نوجوانی به کسوت روحانیت درآمد. او که سری پرشور داشت از سال 1284 ش در کنار پدرش وارد مبارزه با حکومت قاجار شد و در راه استقرار مشروطه به کوش شهایی دست زد. تشکیل انجم نهای سیاسی مخفی و کتابخانه، حضور در واقعه مهاجرت روحانیون به حرم حضرت عبدالعظیم و کوچیدن به قم، دیدار و گف توگوی چندباره با دولتیان و پناهندگان سفارت انگلیس از طرف پدر، از جمله فعالیّ تهای سیاسی او بود. پس از استقرار مشروطیت به چه کارهایی مشغول بود؟ روزنامه مجلس را در سوّم آذر 1285 ش پای هگذاری کرد. پس از به توپ بسته شدن مجلس در سال 1287 ش، محکوم به تبعید از ایران شد و نزدیک به ده ماه در شش کشور اروپایی به سر برد. با برکناری محمّدعلی شاه ششمین پادشاه قاجار و پیروزی دگرباره مشروط هخواهان، او به اتفّاق پدر به تهران آمد و در انتخابات دوره دوّم مجلس شورای ملیّ به نمایندگی مردم مشهد برگزیده شد. در آن ایام، حزب اجتماعیون اعتدالیون را تأسیس نمود و گروهی از مجلسیان را با روش سیاسی خود همراه کرد. در سال 1293 ش در دوره سوّم مجلس از تهران به نمایندگی انتخاب شد. چگونه شد که به نمایندگی شهریار و ساوجبلاغ رسید؟ در سال 1298 ش در انتخابات دوره چهارم با کسب 6756 رأی از 8098 رأی از حوزه انتخابیه شهریار و ساوجبلاغ به نمایندگی مجلس برگزیده شد اما این مجلس به علّت جنگ جهانی اوّل و نابسامانی اوضاع داخلی تا سال 1300 ش افتتاح نشد. گرایش سیاسی او چه بود؟ پس از افتتاح مجلس چهارم با همکاری سلیمان میرزا اسكندري، حزب سوسیالیست را به وجود آورد. عملکردش در مجلس چگونه بود؟ طباطبایی در طول عمر دو ساله مجلس چهارم همچون میرزا قاس مخان تبریزی مشهور به صوراسرفیل نماینده دوره سوّم شهریار و ساوجبلاغ، از محل نمایندگی خود كمتر یاد کرد. البته در این دوره، لایحه راه شوسه تهران به شهریار را دولت به مجلس ارایه کرد. پس از پایان دوره نمایندگی چه فعالی تهایی داشت؟ سفیر ایران در ترکیه در سال 1303 ش و کنار گذاشتن لباس روحانیّت در آنجا، ریاست انجمن مرکزی نظارت بر انتخابات تهران در سال 1322 ش، نماینده مردم تهران در دوره چهاردهم مجلس و ریاست آن مجلس در سال 1322 ش، تأسیس حزب مردم و کمک به انتشار روزنامه صدای مردم از فعالیّ تهای سیاسی او پس از نمایندگی مردم ساوجبلاغ و شهریار بود. در منابع آمده که طباطبایی در دوره پانزدهم هم نامزد نمایندگی حوزه انتخابیه شهریار و ساوجبلاغ شد اما از رقابت با بهاءالدین کهبد بازماند، ماجرا از چه قرار بود؟ در سال 1325 ش به همراه بهاءالدین کهبد در انتخابات دوره پانزدهم مجلس شورای ملیّ، نامزد نمایندگی مردم ساوجبلاغ و شهریار شد. م یگویند کهبد برای پیروزی در آن انتخابات به برخی چهر ههای اثرگذار حكومت پهلوی همانند اعضای اصلی حزب دمکرات ایران به دبیرکلیّ احمد قوام معروف به قوا مالسلطنه پو لهایی به عنوان هدیه پرداخت و با کسب 12913 رأی از 16918 رأی مأخوذه به مجلس راه یافت. واکنش طباطبایی به نتیجه انتخابات چه بود؟ طباطبایی که نتوانست به مجلس راه یابد با هدف اعتراض به سلامت انتخابات، بیانی های صادر کرد و چند روز هم به همراه گروهی از همفکرانش تحصّن کرد ولی راه به جایی نبرد. در بخشی از بیانیه سیاسی او که در 26 مهر 1326 ش در شماره فو قالعاده روزنامه ناخدا به چاپ رسیده، آمده است: «چون در این موقع جماعتی از آزاد یخواهان که دوستان نزدیک اینجان باند خواستند گوش های از این اوضاع عجیب یعنی شمّ های از جریان انتخابات اخیر ساوجبلاغ و شهریار را به استحضار عامه برسانم تا قاطبه مردم ایران به نمونه بارز دیگری از آزاد ی انتخابات که بزر گترین حقّ ملیّ م یباشد، متوجّه شده ]و[ بدانند که با وجود مجلس و توجّه خاص بسیاری از آقایان نمایندگان و صدور اعلامی ههای مکرّر، چگونه افراد ژاندارم و مأموران وزارت کشور که وظیف هدار حفظ حقوق مردم هستند، بر ناموس ملیّ و حقّ طبیعی یعنی آرای مردم تجاوز نموده، روز و شب به تهدید کشاورزان و تعویض صندو قهای انتخابات آنان مشغول ]هستند.[ و عشق و علاقه به پول تا چه حدّ آنها را به رعایت اصول ب یاعتنا ساخت ه است... صندوق برََغان را که در عرض سه روز بیش از هشتصد رأی نداشت، طی یک ساعت از روی دفتر کوپن قند و شکر به نفع خود و برخلاف رضای مردم عوض نمودند... و صندوق رامجین را هم که مردم آن با علاقه و ایمان مخصوص رأی داد هاند شب ی کشنبه 26 ]مهر 1326 ش[ به کلیّ تغییر دادند... این بود نمون های از انتخابات آزاد که در ساوجبلاغ و شهریار چند فرسخی شهر تهران، در مقابل توجّه اکثر نمایندگان مجلس شورای ملیّ انجام گردید. » حکومت پهلوی با اعتراض طباطبایی چگونه برخورد کرد؟ شهربانی حكومت پهلوی در شانزدهم مهر 1326 ش در گزارشی محرمانه درباره اعتراض گروهی از مردم ساوجبلاغ به نتیجه انتخابات مجلس پانزدهم نوشته است: «عدّ های از رعایای ساوجبلاغ اخیراً به منظور تحصّن در مجلس شورای ملیّ برای آزاد گذاردن انتخابات آنجا به مرکز آمده و یکی از آنها در سالن حزب اتحّاد )حزب وحدت ایران( اظهار م ینمود: اخیرا عدّ های از چاقوک شهای حزب دمکرات ایران به ساوجبلاغ آمده، برای کهبد رأی خریداری م ینمایند. ولی در مقابل آنها تمام افرادی که امروز به تهران آمده و شکایت نموده-اند، تصمیم گرفته و خود را آماده کرد هاند که اگر دولت به حرف آنها گوش ندهد و انتخابات آزاد نباشد، با وسایلی که در ساوجبلاغ قبلا فراهم ساخت هاند، زد و خورد و کُشت و کشتار نمایند تا انتخابات آزاد گردد و در صورت آزاد بودن انتخابات به طور حتم سیّد محمّدصادق طباطبایی وکیل ساوجبلاغ خواهد بود. » در نهایت ماجرا به کجا ختم شد؟ اعتراض گسترده طباطبایی و گروهی از مردم ساوجبلاغ موجب ردّ اعتبارنامه کهبد در جلسه هشتم مجلس پانزدهم )بیست و نهم امرداد 1326 ش( شد اما کهبد در انتخابات میان دور های به مجلس راه یافت و در سیزدهم اسفند 1326 ش اعتبارنام هاش به عنوان نماینده شهریار و ساوجبلاغ به تصویب نمایندگان رسید. گروهی از نمایندگان مجلس چهارم شورای ملی. ردیف 2 سید محمد صادق طباطبایی ادامه دارد انتخابات رقابتی و نقش آن در فرایند ملت سازی رأس امور اهالی تخته و گچ پای انتخاب مهدی توسلی ایران در آستان هی مه مترین رویداد سیاسی و تاریخی قرار گرفته است. انتخابات دهمین دوره مجلس شورای اسلامی قرار است جمعه هفتم اسفند در کشور برگزار شود و مردم وکلای جدید خود را انتخاب نمایند. این انتخابات به دلایل مختلف یکی از سرنوشت سا زترین رویدادهای سیاسی در کشور خواهد بود. میزان مشارکت مردم در این انتخابات از اهمیت ا ساسیب رخوردار م یباشد و حضور در پای صندو قهای رأی از تکالیف شهروندی مردم م یباشد. انتخابات فرایندی است که در پیوند با شهروندان و استقبال مردم از آن معنا پیدا م یکند. مرد ماند که طی این فرایند انتخاب م یکنند چه سرنوشتی را برای کشور خود رقم بزنند. مسلما انتخاب مردم نقش مهمی در تعیین سیاس تگذار یهای کشور دارا م یباشد. در فرایند انتخابات است که افراد و گرو ههای مختلف با برنام ههای متفاوت برای مدیریت کشور پا به میدان رقابت م یگذارند و شهروندان به عنوان مرجع اصلی قدرت از میان افراد و گرو ههای مختلف یکی را انتخاب نموده و بدین ترتیب برنام ههای آن فرد یا گروه مبنای بسیاری از سیاس تگذار یها و چگونگی مدیریت کشور قرار م یگیرد. فرهنگیان و نقش تشکل های معلمان این روزها تنور انتخابات را گرم کرده است و نامزدها دغدغه ی تأیید صلاحیت خود را دارند. مردم و اصناف و گروه های سیاسی نیز منتظرند تا ببینند از خان اول انتخابات که تأیید صلاحیت هاست چه افرادی به سلامت گذر خواهند کرد. چگونگی ریخته شدن آرای انتخابات مجلس به صندوق ها در ایران حکایت خاص خودش را دارد. در کلان شهرها که حدود نیمی از نمایندگان از این حوزه های انتخابی وارد مجلس می شوند، بیشتر آرا سمت و سوی سیاسی دارد ولی در شهرهای کوچک و مناطق روستایی این مناسبات قومی هست که تعیین کننده است. البته سوابق کاری و شخصیت، فن بیان و حتی قیافه ی نامزد و مقدار هزینها ی هم که برای تبلیغات می کند بسیار مهم است. در ایران احزاب سیاسی با نفوذی که بتواند آرای زیاد و تعیین کننده ای برای یک کاندیدا فراهم آورند وجود ندارد به همین دلیل بیشتر جبهه های سیاسی )احزاب و گروه های سیاسی هم سو( هستند که تا حدودی می توانند با پشتیبانی از یک نامزد موجبات موفقیت او را در انتخابات فراهم آورند. البته لازم به ذکر است که خود نامزد باید از یک رأی پایه ی قابل توجهی برخوردار باشد )حداقل حدود نصف آرای لازم برای پیروزی در حوزه انتخابیه داشته باشد( تا حمایت جبهه ی سیاسی خاص بتواند تعیین کننده گردد. این جبهه های سیاسی در حال حاضر جبهه ی اصلاح طلبان، اعتدال گرایان و اصول گرایان هستند. این گروه های سیاسی با نفوذی که در اقشار مختلف مردم دارند در شهرهای بزرگ همانندکرج میت وانند تاثیرگذار باشند. حوزه ی نفوذ اصلاح طلبان؛ طبقات متوسط و تحصیل کرده دانشگاهی و بخش صنعت و فرهنگیان و ... است و اصول گرایان نیز در طبقات سنتی و سرمایه داران و بازاریان سنتی و اقشار مذهبی و که با مساجد و منابر مانوس هستند، میب اشند. اعتدال گرایان نیز حوزه ی نفوذی در بین هر دو طیف دارند. جداا ز جبهه های سیاسی، حمایت گروه های اجتماعی بزرگ مثل کارگران، فرهنگیان، هنرمندان، قهرمانان ملی، و فرهیختگان و نخبگان سیاسی جامعه نیز در رأی آوری کاندیداها کمابیش تاثیر گذار است. فرهنگیان بزرگترین گروه صنفی هستند که در جامعه حضور دارند ولی بر خلاف کارگران که از تشکیلات صنفی نسبتا منسجم و فراگیری برخوردارند؛ فرهنگیان از تشکیلات صنفی گسترده و با نفوذی در بین جامعه ی خود بهره نمیب رند. بزرگترین تشکیلات صنفی فرهنگیان کانون های صنفی فرهنگیان میب اشند که در مرام نامه ی آن ها فعالیت سیاسی وجود ندارد و گستردگی و نفوذ قابل توجهی نیز بین فرهنگیان ندارند. تشکل های دیگر )سازمان معلمان ایران، مجمع فرهنگیان ایران اسلامی، انجمن اسلامی معلمان( که در رویه کاری آن ها فعالیت سیاسی تعریف شده است، نیز از گستردگی و نفوذ صنفی به مراتب کمتری برخوردارند. لذا انتظار نمی رود که بتوانند به صورت مستقل کاندیداهایی را در انتخابات پشتبانی کرده و راهی مجلس کنند. اما تشکل های سیاسی صنفی فرهنگیان میت واند با وارد شدن در جبهه های سیاسی موجود و اضافه نمودن معدود کاندیدهای صنفی مورد نظرشان حداقل سهم را در لیست موجود داشته باشند و با اضافه شدن نام تشکل در کنار دیگر گروه های سیاسی موجود در لیست جبهه ی مورد نظر سهم خود را در موفقیت اعضای لیست ادا کنند و بعد از راه یابی نامزدهای جبهه ی مورد نظر به مجلس از آن ها انتظار داشته باشند که به خواسته های صنفی فرهنگیان توجه ویژه داشته باشند. -1 قوام، عبدالعلی، روابط بین الملل، انتشارات سمت، 1393 ، ص 8 -2 قوام، پیشین، ص 144 -3 قوام، پیشین، ص 147 -4 قوام ، پیشین، ص 234 -5 قوام ، پیشین، ص 233 -6 دی اسمیت، آنتونی، ناسیونالیسم، موسسه مطالعات ملی، 1383 ، ص 61 -7 ا صغرپور، طاهر،ن اسیونالیسم مدنی و همبستگی ملی در جمهوری اسلامی، چهارمین کنفرانس الگوی اسلامی ایرانی پیشرفت