رهایی از میله های قفس با اشتیاق بهشت

مفید کیای ىنژاد )متولد 1331 ش در روستاى گلیرد از توابع شهرستان طالقان( در سال 1350 ش ب ه جرم فعالیت سیاسى علیه رژیم پهلوی دستگیر و ب ه شش ما ه زندان محکوم شد. پس از رهایى از زندان قز لقلع ه در تداوم فعالی تهاى سیاسى خود بار دیگر براى دومین بار در 17 خرداد 1354 در جریان قیام طلاب در فیضی ه ب ه اتفاق عد ه کثیرى از طلاب دستگیر و روان ه زندان شد. وی اکنون نماینده مردم شهرستا نهای ساوجبلاغ، طالقان و نظرآباد در دوره نهم مجلس شورای اسلامی است. کیای ىنژاد دربار ه آزاد ىاش از زندان و دیدار با آی تالله طالقانى می گوید: «ب ه هر حال پنج شش نفر ما را سوار یکى از آمبولان سهاى شیش ه سیا ه کردند و در میدان توحید )کندى سابق( پیاد ه کردند و دویست تومان هم کرای ه رفتن تا قم را پرداخت کردند، ما هم وانتى کرای ه کردیم و ب ه میدان شوش رفتیم تا براى رفتن به قم بلیت تهی ه کنیم مردم وقتى ما را با آن سر و وضع غیرعادى مشاهد ه کردند متوج ه شدند ک ه از زندان آزاد شد هایم ب ه قم ک ه رسیدیم وقتى از خیابان امامزاد ه ابراهیم م یگذشتیم یکى از بستگان مرا دید و رفت تا ب ه پدرم اطلاع دهد پدرم بعدا نقل م یکرد ک ه من باورم نشد و گفتم او رفت تا هفت هشت سال دیگر بیاید هر کس دید ه، اشتباهى دید ه است، خلاص ه ب ه منزل رفتم، فرداى آن شب طبق تعهدى ک ه در تهران از ما گرفت ه بودند ب ه ساواک قم ک ه در خیابان ایستگا ه بود رفتم و خودم را معرفى کردم و مجددا بازجویى شدم دو تا عکس از من انداختند و گفتند: «یادت باشد ک ه عکس و مشخصاتت این جا است و از این ب ه بعد هم تحت نظر هستى حواست را جمع کن ک ه دیگر تکرار نشود! » من بعد از آزادى از زندان، ب ه منطق ه خودمان طالقان رفتم در آنجا روستایى است ب ه نام گلیرد، ک ه آی تا لله طالقانى هم آنجا بودند چون نزدیک غروب بود ب ه حساب اینک ه مزاحم نشوم خدمت ایشان نرفتم ب ه منزل رفتم حدود یک ساعت از شب رفت ه بود ک ه ناگهان! مشاهد ه کردم ک ه ایشان ب ه همرا ه عد هاى از اهالى براى براى دیدن ما تشریف آوردند و اجتماع زیادى در منزل ما تشکیل شد آی تالله طالقانى بعد از تعارف و احوالپرسى هاى رایج فرمودند: فلانى تمام قضایایى ک ه برایت اتفاق افتاد ه است از ابتدا تا انتها براى جمع ما بازگو کن! ما هم شروع کردیم تمام ماجرا را با آب و تاب تعریف کردن، چند روز در آنجا اقامت کردم و سپس تصمیم گرفتم ب ه قم بروم، آقاى طالقانى ب ه من گفتند وقتى قم رفتى ببین اوضاع و احوال از چ ه قرار است سعى کن اطلاعات دست اول را براى ما بیاورى، من هم وقتى ب ه قم رفتم مطلع شدم که امام خمینى اطلاعی ه داغى داد هاند تجسس کردم تا هر طور شد ه یک نسخ ه از آن را بیابم و ب ه آی تا لله طالقانى برسانم سرانجام ب ه هر کیفیتى بود اعلامی ه را گیر آوردم و با ترفند خاصى ب ه طالقان بردم آی تا لله طالقانى خیلى مسرور شد و گفت چ ه طور توانستى این کار را بکنى؟ اگر این اعلامیه را از نفرى مثل تو می گرفتند چون تاز ه از زندان آزاد شد هاى مجددا برایت مشکل درست م یکردند.