سراینده شعر «علی ای همای رحمت »؛ شهریار یا شاعر البرزی؟

سید حسن میرخانی ملقب به سراج الکتاب (زاده ۱۲۹۱- درگذشته ۵ آذر ۱۳۶۹) از خوشنویسان و نستعلیقنویسان معاصر و از بنیانگذاران انجمن خوشنویسان ایران بود. او از اساتید صاحب سبک در نستعلیق معاصر ایران به شمار میرود. او در سال ۱۲۹۱ شمسی در تهران به دنیا آمد. خوشنویسی را ابتدا نزد پدرش سید مرتضی حسینی برغانی آموخت که شیوه محمد رضا کلهر را پیروی میکرد. سید حسن میرخانی فردی عارف مسلک بود و کتابهایی از شاهکارهای ادبیات فارسی را کتابت کرده است.
سید حسن میرخانی به انواع مختلف خطوط مرسوم در ایران چون نستعلیق، نسخ، ثلث، تعلیق، رقاع، ریحان، شکسته نستعلیق و تحریر تسلط داشت اما استادی او در نگارش خط نستعلیق در ابعاد خفی و جلی بود. علاوه بر آن وی را از نظر اخلاق و تقوی نیز ستودهاند و فروتنی و وارستگی او در نخستین برخورد نمایان بوده است. در اختتامیه نمایشگاه استادان بزرگ نستعلیق که در سال ۱۳۸۷ برگزار شد از سیدحسن میرخانی و برادرش سیدحسین میرخانی به عنوان پیشکسوتان هنر نستعلیق معاصر تجلیل شد. به نظر وی خط از قدرت انسان بیرون است و کار خدا است. وی در تاریخ ۵ آذرماه سال ۱۳۶۹ در تهران درگذشت. حسن میرخانی از علوم ادبی بهرهمند بود. او در سرودن شعر نیز دست داشت و در اشعار او اثری از عرفان و صفای نفس دیده میشود. او در اشعارش بنده تخلص میکرد و مجموعه اشعارش با نام دیوان بنده منتشر شده است.
سید محمدحسین بهجت تبریزی (زاده ۱۲۸۵ - درگذشته ۱۳۶۷) متخلص به شهریار (پیش از آن بهجت) شاعر ایرانی اهل آذربایجان بود که به زبانهای فارسی و ترکی آذربایجانی شعر سروده است. وی در تبریز به دنیا آمد و بنا به وصیتش در مقبرةالشعرای همین شهر به خاک سپرده شد. ۲۷ شهریور را روز شعر و ادب فارسی نامگذاری کردهاند. وجه تسمیه این نام گذاری سالروز درگذشت شهریار شاعر شهیر کشورمان است. مهمترین اثر استاد شهریار منظومه حیدربابایه سلام (سلام بر حیدربابا) است که از شاهکارهای ادبیات ترکی آذربایجانی بهشمار میرود و شاعر در آن از اصالت و زیباییهای روستا یاد کرده است. این مجموعه در میان اشعار مدرن قرار گرفته و به بیش از ۸۰ زبان زنده دنیا ترجمه شده است. شهریار در سرودن انواع گونههای شعر فارسی ـ غزل، قصیده، مثنوی، قطعه، رباعی و شعر نو ـ تبحر داشته است. اما بیشتر از دیگر گونهها در غزل شهره بود و از جمله غزلهای معروف او میتوان به علی ای همای رحمت و آمدی جانم به قربانت اشاره کرد. شهریار نسبت به علی بن ابیطالب ارادتی ویژه داشت و همچنین شیفتگی بسیاری نسبت به حافظ داشته است. در سالهای ۱۳۲۹ تا ۱۳۳۰ اثر مشهور خود ـ حیدربابایه سلام ـ را میسراید. این منظومه به قول دکتر مرتضوی از احساسی قوی و تأثری بی تکلف و تخیلی شیرین و برجسته بهره مند است.
• جواد محقق: این شعر پیش از شهریار در دیوان میرخانی آمده است
• عباس براتی پور: شعر شهریار با شعر میرخانی فرق میکند
• مدیرکل سابق ارشاد آذربایجان شرقی: این شبهه افکنی، ناجوانمردانه است

محمّدعلی مجاهدی: توارد است • محمّد طاهری خسروشاهی: اقتباس ادبی است
• غزل تاجبخش: این مباحث به شهریار خدشه ای وارد نمی کند
• محمّدعلی سپانلو: این افراد فکر کرده
اند واقعاً «محقق» هستند! عباس براتیپور نزدیک بودن شعر علی ای همای رحمت استاد سیّد محمّدحسین شهریار به شعر استاد سیّدحسن میرخانی مشهور به سراج الکُتّاب (1291 - 1369ش) شاعر و خوشنویس ساوجبلاغی را علت طرز تلقّی جواد محقق عنوان کرد. این شاعر دربارهی مسایل مطرحشده درباره شعر علی ای همای رحمت شهریار و این که گفته میشود پیش از او در دیوان شاعر دیگری آمده است، به خبرنگار خبرگزاری دانشجویان ایران (ایسنا)، گفت: آنچه مورد نظر آقای محقق بوده، شعری از سید حسن میرخانی متخلّص به بنده است که هم خطاط بوده و هم شاعر و دقیقاً نمیدانم شاعر دوران قاجار بوده یا پهلوی. او افزود: من شعری را که مورد نظر آقای محقق است، در دیوان حسن میرخانی که با عنوان دیوان بنده منتشر شده است، دیدهام. این شعر هم غزلی است با همان قافیه و ردیف که نزدیک به شعر شهریار است، ولی با این حال شعر شهریار با شعر میرخانی از نظر سوژه، زبان و اندیشه فرق میکند، اما چون هر دو شعر برای حضرت علی (ع) است و همچنین شباهت هایی با هم دارند، برای آقای محقق این تلقی پیش آمده است. براتیپور در ادامه عنوان کرد: موضوع شباهت داشتن دو غزل به همدیگر و وارد شدن رگههایی از یک شعر در شعری دیگر میتواند همان بحث توارد باشد. او با بیان اینکه در حال حاضر دیوان حسن میرخانی را در دسترس ندارد، اضافه کرد: آقای محقق هم آدم آگاهی است، ولی فکر میکنم نباید زمانی که برای کسی مراسم بزرگداشتی برپا میشود، اینگونه مسائل را مطرح کرد، چون صواب نیست. براتیپور ادامه داد: ضمن اینکه شعر شهریار بسیار سلیس، روان و شاخص است و نباید چنین مسایلی را در رابطه با آن مطرح کرد، چون اگر بحث شباهت باشد، بسیاری از شعرهای حافظ نیز شبیه شعرهای خواجوی کرمانی هستند، بنابراین باید بگوییم حافظ هم شعرهایش را از روی خواجو برداشته است، اما اینگونه نیست و این همان مسأله توارد است. شعر مورد اشاره عباس براتیپور که از دیوان استاد سیّدحسن میرخانی استخراج شده، به شرح زیر است: سحاب رحمت علی ای سحاب رحمت همه مظهر خدایی همه خلق ماسوی را به خدای رهنمایی تو چه ممکن الوجودی که تو درخور سجودی تو چه بحر لطف و جودی تو چه معدن سخایی تو همای لامکانی به فراز عرش رحمان که فکندهای به امکان همه سایه خدایی تو ولی انمایی تو وفی لافتایی تو وصی مصطفایی تو ولی کبریایی به خرد ادیب و پیری به فلک مه منیری به خودت که بینظیری به خدا خدانمایی دل اگر علی شناسی به خدا خداپرستی که ره خداپرستی به علی است آشنایی به جز از علی که داند که زند دم از سلونی به جز از علی که تاند که کند گرهگشایی تو به دلبری و قامت صنما کنی قیامت چو به کشتگان نامت ز کرم زنی صلایی به نسیم تار زلفت گل و سنبلم چه حاجت که صبا برد ز خاکت همه بوی مشکسایی همه شاهدان عالم در هندوی تو گردند چو به مجمع نکویان تو به شاهدی درآیی علی ای درخت طوبی و بهار باغ توحید (وحدت) که ثمر برآید از تو چو شهید کربلایی شه ملک دین حسینم تو ز راه لطف ما را مس قلب تیره زر کن به نگاه کیمیایی تو صبا سلام ما را به شهید نینوا بر که زند بند بندم ز غمش چو نی نوایی عجب از دمم نباشد که بسوزد عالمی را که به سینه سوز دارم ز غمش شب جدایی نه چنان بدین مصیبت دل بنده مبتلا شد که تواند از حدیثش همه عمر خود رهایی شعر شهریار هم به این شرح است: همای رحمت علی ای همای رحمت تو چه آیتی خدا را که به ماسوا فکندی همه سایه هما را دل اگر خداشناسی همه در رخ علی بین به علی شناختم من به خدا قسم خدا را به خدا که در دو عالم اثر از فنا نماند چو علی گرفته باشد سر چشمه بقا را مگر ای سحاب رحمت تو بباری ارنه دوزخ به شرار قهر سوزد همه جان ماسوا را برو ای گدای مسکین در خانه علی زن که نگین پادشاهی دهد از کرم گدا را به جز از علی که گوید به پسر که قاتل من چو اسیر توست اکنون به اسیر کن مدارا به جز از علی که آرد پسری ابوالعجائب که علم کند به عالم شهدای کربلا را چو به دوست عهد بندد ز میان پاکبازان چو علی که میتواند که به سر برد وفا را نه خدا توانمش خواند نه بشر توانمش گفت متحیرم چه نامم شه ملک لافتی را به دو چشم خونفشانم هله ای نسیم رحمت که ز کوی او غباری به من آر توتیا را به امید آنکه شاید برسد به خاک پایت چه پیامها سپردم همه سوز دل صبا را چو تویی قضای گردان به دعای مستمندان که ز جان ما بگردان ره آفت قضا را چه زنم چو نای هر دم ز نوای شوق او دم که لسان غیب خوشتر بنوازد این نوا را همه شب در این امیدم که نسیم صبحگاهی به پیام آشنایان بنوازد آشنا را ز نوای مرغ یا حق بشنو که در دل شب غم دل به دوست گفتن چه خوش است شهریارا به گزارش خبرگزاری ایسنا، چندی پیش جواد محقق در مراسم بزرگداشت شهریار گفته بود، شعر مطرح علی ای همای رحمت پیش از شهریار در دیوان شاعر دیگری آمده است. این ادعا واکنش های متعددی را در پی داشت؛ از جمله اینکه مفتون امینی - شاعر و از دوستان محمّدحسین شهریار - این موضوع را تأیید کرد و گفت، شعری را در این وزن و مضمون در دیوان شاعر دیگری دیده که احتمالاً ذاکر تبریزی یا جویای تبریزی بوده است. او با بیان اینکه این سرقت ادبی نیست، گفت: این موضوع به این معنی است که شعر علی ای همای رحمت کاملاً از شهریار نیست. یعنی اگر شعر شاعر قبلی نبود، امروز شعر علی ای همای رحمت شهریار هم نبود و از این نظر، شاعر پیش از او نسبت به شهریار فضل تقدّم دارد. در این بین که جواد محقق گفت، به درخواست پژوهشگران تبریزی قول داده تا فعلاً در اینباره صحبت نکند، علی داننده، مدیرکل سابق فرهنگ و ارشاد اسلامی آذربایجان شرقی، گفت: شبهه افکنی در تعلّق شعر ولایی علی ای همای رحمت به استاد ملک سخن، شهریار، عملی ناجوانمردانه است. محمدعلی مجاهدی هم با اشاره به موضوع توارد در ادبیات گفت: نمی توانیم بگوییم شهریار و دیگر شاعرانی که احیاناً چند بیت از شعرشان شبیه شعر دیگر شاعران است، سارق ادبیاند. از زمان طرح این موضوع در رسانهها از شاعرانی همچون صهبا و ژولیده نیشابوری نیز به عنوان شاعرانی یاد شده که شعرشان منشأ شعر علی ای همای رحمت شهریار بوده است. محمد طاهری خسروشاهی، پژوهشگر ادبی در دانشگاه تبریز، هم با بیان اینکه شهریار در این غزل به استقبال شعری از مفتون همدانی رفته، آن را اقتباس ادبی خواند و گفت: مقایسه این دو سروده نشان میدهد که شعر مفتون همدانی طفلی نارس بود که قریحه کمنظیر شهریار و قدرت ادبی بینظیر او، آن را به جوانی برومند و بارور تبدیل کرده است. او همچنین عنوان کرد: شعر مورد ادعای جواد محقق (که گفته بود شعر مطرح علی ای همای رحمت پیش از شهریار در دیوان شاعر دیگری آمده است)، سروده مفتون همدانی، از شاعران سده چهاردهم هجری و معاصر استاد شهریار، است. طاهری خسروشاهی با ارایه رونوشت صفحههایی از دیوان اشعار مفتون همدانی، در اثبات ادعای خود مبنی بر وجود برخی اشتراکهای لفظی در هر دو شعر و استقبال مرحوم شهریار از سروده مفتون همدانی، به نقل شواهد ادبی این دو غزل پرداخت و گفت: برخی اصطلاحات و عبارات موجود در سروده مفتون همدانی از باب استقبال ادبی، در شعر مرحوم استاد شهریار تکرار شده است: مفتون: علی ای همای وحدت تو چه مظهری خدا را که خدا نمود زینت به تو تخت انّما را شهریار: علی ای همای رحمت تو چه آیتی خدا را که به ماسوا فکندی همه سایه هما را مفتون: علی ای که داد احمد به کفت لوای حمدش که علم کند یدالله به دو عالم آن لوا را شهریار: به جز از علی که آرد پسری ابوالعجایب که علم کند به عالم شهدای کربلا را مفتون: چه سکندری سکندر ز تو خورد ریخت آبش چو به خضر واسپردی، سرِ چشمه بقا را شهریار: به خدا که در دو عالم اثر از فنا نماند چو علی گرفته باشد سر چشمه بقا را مفتون: تو اگر ز کعبه بتها به زمین نمیفکندی به خدا کسی به عالم نشناختی خدا را شهریار: دل اگر خداشناسی همه در رخ علی بین به علی شناختم من به خدا قسم خدا را البته در پی این اظهارنظرها در رابطه با پیدا شدن منشأ شعر علی ای همای رحمت شهریار، جواد محقق گفت: منظور من نه شعر مفتون همدانی بوده است و نه صهبا؛ بلکه شاعر دیگری منظورم است. البته شاعران دیگری هم هستند که شعرهای اینگونه دارند. او دربارهی اینکه شاعر مورد نظرش کیست، گفت: من حالا چیزی نمیگویم. شما هم بگذارید آقایان حرفهایشان را بزنند و بعد من هم حرفهایم را میزنم. محقق همچنین با اشاره به مفتون همدانی گفت: این شاعر همشهری من است؛ اما منظور من این شاعر نیست. غزل تاجبخش نیز با اشاره به اینکه چنین ادعاهایی بارها درباره شاعران مختلف مطرح شده، میگوید: این مباحث نه به شهریار و نه به ادبیات فارسی خدشهای وارد نمیکند. مگر شعرهای حافظ کم از شاعران دیگر گرفته شده است؟ اندیشه مرز سیمانی و آجری ندارد. این امر تواردِ اندیشه است. او در ادامه تأکید میکند: اندیشه تنها روندهای است که نمیتوان برای آن مرز سیمانی و آجری ساخت. همین که حافظ میگوید، در نمازم خم ابروی تو با یاد آمد، نشانه خاصیت ذهن انسان است که خداوند آن را سیال خلق کرده؛ به همین دلیل نباید چندان سخت گرفت. محمّدعلی سپانلو هم میگوید: ما شعر درباره حضرت علی (ع) کم نداریم، اما شعر شهریار نمک خاصی دارد. این افراد گول اسمشان را خوردهاند و فکر کردهاند واقعاً محقق هستند. بازیگر نقش شهریار در فیلم سینمایی رخساره همچنین درباره شعری که گفته میشود مفتون همدانی پیش از شهریار درباره حضرت علی (ع) با مطلع علی ای همای وحدت تو چه مظهری خدا را سروده، عنوان میکند: آدم باید خیلی نادان باشد که به جای همای رحمت، بنویسد، همای وحدت؛ چون همای رحمت روی سر آدم مینشیند، نه همای وحدت. «علی ای همای رحمت» بر سفره استاد سیدعباس میرخانی اسماعیل آل احمد 25 اسفند 1393 در چهارمین آیین سور سوره های قرآن در فرهنگسرای هنر شهرستان نظرآباد، صدای گرم استاد سید عباس میرخانی که از میهمانان ویژه موسسه رخسار قرآن بود حال خوبی در همه ما رقم زد. آن روز به مناسبت، اشاره ای به علی ای همای رحمت استاد شهریار کرد و گذشت و من نیز از لذت دانستن یک نکته جدید، مست شدم و گذشتم. امروز با دیدن مطلب سراینده شعر علی ای همای رحمت؛ شهریار یا شاعر البرزی؟ در وبلاگ ساوجبلاغ پژوهی، دیدم که استاد میرخانی ـ سید عباس ـ چه خوب و هنرمندانه به این رابطه ناب هنری استادان سیدحسن میرخانی و شهریار، دامن زده اند. عین سخنان استاد سید عباس میرخانی را که فایل تصویری آن در موسسه رخسار قرآن موجود است برایتان می آورم: بیت مربوط به استاد شهریار را همه به یاد دارید که می گوید: علی ای همای رحمت! تو چه آیتی خدا را... که به ما سوا فکندی همه سایه هما را. قبل از استاد شهریار، استاد سیدحسن میرخانی، مصرع اول همین بیت را این گونه بازگفته بود: علی ای سحاب رحمت! تو چه آیتی خدا را که استاد شهریار که البته مقام استاد، خیلی هم بالا است فقط با تبدیل سحاب به هما برای این مصرع، شعری ساختند. این نکته بسیار اندیشیدنی است که دو جان پاک آن چنان باهم یک دل می شوند که هر دو با یک زبان و یک بنان در آستان امیر مومنان به زانو درمی آیند.