زمان مبارزه با افراط کی فرا میرسد؟

ادامه از صفحه ی اول آنچه که امروزه در بخش هایی از کره خاکی به دست ابناء بشر رخ می دهد و هر از گاهی از گوشها ی سر برون می کند، در شمار این فاجعه هاست. چنین خشونت های افسار گسیختها ی گرچه در تاریخ بشر و در جنگ هایی که در تمای نقاط دنیا رخ می داده، مسبوق به سابقه است اما در زمان کنونی و با تلاشی که برای پیشرفت های مادی و معنوی در زندگی بشر صورت می گیرد، تعجب برانگیز و بلکه ترسناک است. این خشونت ها و افراط ورزی های رشد یافته در بستر جهل و نادانی، معلول هر علتی که باشند؛ جهالت و نادانی؛ عقده های فروخفته؛ تلاش برای دستی ابی به قدرت؛ میدان یافتن افرادی که ذاتی جنایتکار دارند و زمانی برای ابراز آن یافته اند و؛ یا آمیختها ی از همه این امور، هر چه که باشند نیازمند آن است که صاحبان خرد در فضایی ناشی از ارادها ی جدی و قوی برای مقابله و چاره جویی آن برآیند؛ چه آنکه خطر بزرگتری در راه است! خطر گسترش و شیوع این بیماری هولناک! بیماری افراط گرایی! آمار کسانی کها ز اروپا و آمریکا در منطقه خاورمیانه در مسابقه آدم کشی این جنایتکاران مشارکت جستهان د، به گونها ی تکان دهنده است که هر صاحب خردی را به فکر وا می دارد. یک نظرسنجی در یکی از کشورهای منطقه بیانگر آن است که تمایل به تفکراتی همانند تفکر گروه جنایتکار داعش در بیش از 92 درصد شهروندان طرفدار دارد. این آمار ولو در آن اغراق صورت گرفته باشد باز هم هولناک و هراسا نگیز است مخصوصا زمانی که دریابیم تمایل به آراء، رهبران و شیوه عمل دیگر گروه های مشابه همانند القاعده نیز در کشورهای عربی از وضعیت کمابیش مشابهی برخوردار است. پیشنهاد WAVE و موجی نو رئیس جمهور اسبق ایران محمد خاتمی در سال 2001 پیشنهادی را مبنی بر گفتگوی تمدن ها به سازمان ملل متحد ارائه داد و این در زمانی بود که نظریه پرداز روابط بی ا نل ملل ساموئل هانتیگتونب ه تازگین ظریه گفتگوی تمدن ها را مطرح ساخته بود. پیشنهاد رئیس جمهور ایران با استقبال بین ظیر سران و رهبران جهان و همچنین محافل دانشگاهی دنیا مواجه شد و در عمل آنچه را می رفت تا هراس از برخورد تمدن ها باشد به امید گفتگو و مفاهمه تمدن ها مبدل شد. سال گذشته و درست چند ماه بعد از به قدرت رسیدن رئیس جمهور جدید و میانه روی ایران دکتر حسن روحانی، وی نیز با پیشنهاد موسوم به Wave به سازمان ملل متحد رفت. روحانی در اولین سخنرانی خود در مجمع عمومی نسبت به خطرات جنگ و افراطی گری هشدار داد و اظهار داشت که «باید افق جدیدی به روی بشر گشوده شود تا صلح بر جنگ و عدالت بر ستمگری و آزادی بر استبداد و پیشرفت بر عقب ماندگی چیره شود ». برای تحقق این اهداف عالی وی پیشنهاد کرد که مجمع عمومی اقداماتی عملی برای اتحاد علیه خشونت وافراطی گری اتخاذ کند؛ قطعنامها ی که در 1392/9/27 در مجمع عمومی به تصویب رسید. از آن تاریخ اما جهان حرکتی شایسته و جدی در این باره انجام نداد تا آنکه دامنه خشونت ها گسترده تر شد. بحران سوریه بستری مناسب و بسیار آماده برای رشد و گسترش گروه ها و افرادی بود که خواستند ذات خون ریز و جنایتکار خود را در لباسی نو و با شعارهایی عامه پسند ارضاء کنند. برخی از کشورها در عمل با امکانات وسیع و گستردها ی که در اختیار این گروه ها قرار دادند و برخی دیگر نیز با حمایت های زبانی و دست زدن و هورا کشیدن بر این آتش هر روزه، نفت ریختند و زمانی شاخک های حسی رسانه ها و سیاست مداران تکان خورد که ناگهان جهان خود را در برابر پدیده ای خطرناک دید که برای هیچیک از دستاوردهای معنوی بشری، برای کرامت انسان ها و برای جان و مال و ناموسشان هیچ ارزش و اعتباری قائل نیست. ارزشمندی ایده هایی از قبیل آنچه که روحانی مطرح ساخته اند، آن زمان آشکار می شود که دریابیم گسترش چنین پدیده های خطرناکی تا چه اندازه می تواند سریع باشد. هم اکنون جهان پیرامون ما شامل بسیاری از کشورها در وضعیت اسفناک گسترش خشونت و افراطی گری از نوع بینا لمللی آن قرار گرفته اند و موج هایی که ایجاد شد این ظرفیت را دارد که دیگر نقاط جهان را نیز در بر گیرد. بنابر این نظر به حجم فعالیت ها، عمق، گستره و تاکتیک های بکارگیری آنها از سوی گروه یا گروه های جنایتکار، همگان ناگزیرند تا برای یافتن راهکارهای عملی جهت مقابله با آن تلاش کنند. در قطعنامه سازمان ملل که بر مبنای این طرح به تصویب رسیده است، چهار موضوع اساسی مورد توجه و تاکید قرار گرفتها ست: اول، نکوهش اقداماتی که ریشه در فرهنگ ستمگری، خودکامگی و افراط گرایی دارد، همانند کاربرد و یا تهدید استفاده از زور علیه تمامیت و استقلال سیاسی ملتها؛ محکومیت حمله به مراکز فرهنگی و مذهبی و کشتن غیرنظامیان و زنان و کودکان؛ محکومیت هرگونه نفرت افکنی قومی، نژادی و مذهبی که به تبعیض و دشمنی و خشونت منجر شود و؛ محکومیت اقدامات تروریستی و رفتارهای خشونت آمیز در هرشکل و به هر بهانها ی. دوم، حمایت از هر اقدامی که برای کنترل خشونت و حفظ کرامت و آزادی انسان انجام می پذیرد، همانند: استقبال از گفتگو بین فرهنگ ها و مذاهب و گروه ها و احترام به آزادی بیان؛ تأکید بر اهمیت مدارا در زندگی فرهنگی و اجتماعی و گسترش احترام متقابل؛ حمایت از حقوق زنان و مقابله با هرگونه اجحاف و نابرابری علیه آنان؛ رواج فرهنگ اصلاح طلبی و اعتدال گرایی در عرصه های اجتماعی و سیاسی؛ تحکیم حقوق اساسی انسان ها در هر سطح و شکلی، ب ه ویژه حق برخورداری از زندگی مسالمتآ میز، عزت مندانه و همراه با کرامت انسانی. سوم، راهبردهای عملی که قطعنامه برای دستیابی اهداف برشمرده شده پیش بینی مین ماید، شامل: رویکردی فراگیر و غیر گزینشی نسبت به جوامع انسانی و اتخاذ تدابیر همهن گر نسبت به فرهنگ ها، مذاهب و جوامع مختلف؛ ترویج گفتگو در میان مردم در مورد ریشه های بنیادین افرا ط گری و خشونت ورزی به لحاظ سیاسی و اقتصادی؛ آگاهی بخشی و رواج دانش عمومی در زمینه اهمیت اعتدال، بردباری و حقوق بشر در زندگی سیاسی و اجتماعی و؛ تلاش برای ریشه کن کردن فقر و کاهش نابرابری و توجه به توسعه اقتصادی و اجتماعی. چهارم، توجه زیاد به نقش مهم و ارزنده جوامع مدنی و سازمانهای غیردولتی در کنار دولت ها و سازمان های بین المللی برای مواجهه با افرا ط گری و خشونت ورزی؛ تاکید شایسته بر نقش رسانه های همگانی در ترسیم درست و واقعی فرهنگ ها، ملت ها و مذاهب و تمرکز آنها بر جنبه های ویرانگر افراط گری و خشونت ورزی. واقعیت آن است که طرح wave می تواند مبنا و برنامه جامعی برای کار جمعی در سطح جهان قرار گیرد. روح کلی و عصاره کامل این طرح یک بنیاد مشترک اخلاقی در میان همه ملل متمدن است و آن این که: سرشت آحاد بشریت دوستدار کرامت، رحمت و اعتدال است و خشونت و تندروی را ناگوار می شمارد. مخاطب این طرح نه تنها دولت ها که همه اندیشمندان، نخبگان و صاحب نظران سیاسی و بین المللی هستند تا راهکارهای رسیدن به صلح و امنیت پایدار بین المللی و جهانی عاری از خشونت و افراط گرایی را با تلاشی همگانی به جوامع انسانی تقدیم کنند. هم اکنون شاهد تلاش هایی در سطح بینا لملل برای مقابله با پدیده خطرناک تروریسم، خشونت و افراط گرایی هستیم. اما نباید چشم ها را بر حقایق بست و واقعیت ها و زمینه های گسترش این پدیده ها را از یاد برد. در کنار مبارزه با تروریست ها جهان باید چشم هایش را به عوامل به وجود آورنده خشونت و افراط باز کند و به معالجه آنها بپردازد. محتوای ایده رئیس جمهور روحانی نیز همین است: مبارزه با تروریسم و خشونت باید بدون وقفه و بدون هیچ توجیهی در هر کجا که رخ می دهد، صورت پذیرد؛ این مبارزه باید بدون پیش شرط و همه جانبه باشد؛ هدف این مبارزه باید تنها و الزاما حقوق تمامی انسان ها باشد و تنها گروه خاصی از انسان ها را متمایز نکند؛ مبارزه با خشونت و افراط گری باید بلند مدت و بر اساس تصمیمات جمعی باشد و؛ نهایتاً به عوامل موجده چنین پدیده های شومی در سطح بینا لملل توجه کافی بشود. و آخرین نکتها ی که نباید از آن غافل بود آن است که برای مبارزه با تروریسم و خشونت نباید به گونها ی عمل نمود که بذرهای خشونت های گستردهت ری در آیندها ی دور یا نزدیک کاشته شود. شرایط در منطقه خاورمیانه به گونها ی است که هر حرکت جدایی طلبانه میت واند آتش هایی مهار نشدنی را برای مدتی نامعلوم شعله ور سازد. حمایت های آشکار و پنهان از شعارها و یا حرکت های واگرایانه میت واند بستری مناسب برای بسط و گسترش خشونت از انواع دیگرش باشد. بنابراین برای آنکه تمامی کشورهای دنیا در اتحادی فراگیر علیه خشونت، افراط گری و تروریسم گردهم آیند، کسانی که مایلند ابتکار عمل را در این مبارزه در دست بگیرند پیش و بیش از همه باید صداقت و جدیت خود را به جهانیان نشان دهند؛ نباید در تصمیم خود برای مبارزه با تروریسم از هیچ تغییری در مرزهای کشورها حمایت کنند و: مهم تر از همه آنکه باید راهبرد خود را در مبارزه با خشونت و تروریسم مشخص کنند، تا تمامی کشورها بتوانند به آن اعتماد کنند. «لا ترَُی الجْاهِلُ إلا مُفْرِطا أو مُفَرَّطا »ً )نهج البلاغه، حکمت، 70 ( روزنامه الشرق الاوسط، شماره 13